
آشنایی با انواع خطاهای رایج ترانسفورماتور قدرت
-
حمید زینالی
-
شبکه برق, طراحی و تجهیزات پست فشار قوی, وبلاگ
-
1405/02/26
-
این مقاله بروزرسانی شده 9 خرداد 1405
خطاهای رایج ترانسفورماتورهای قدرت
یک ترانسفورماتور قدرت در معرض خطاهای زیر قرار دارد:
- اضافه بار و اتصال کوتاههای خارجی
- خطاهایی که در ترمینال ترانسفورماتور رخ میدهد
- خطاهای سیمپیچی
- خطاهای اولیه
کلیه خطاها، تنشهای مکانیکی و حرارتی را در سیمپیچیهای ترانسفورماتور به همراه دارند. اضافهبار میتواند برای دوره زمانی طولانی باقی بماند؛ این خطاها تنها با توجه به افزایش درجه حرارت مجاز در سیمپیچها و روغن ترانسفورماتور محدود میشوند.
اضافهبارهای بیش از حد منجر به تخریب عایق شده و خرابیهای بعدی را برای ترانسفورماتور به همراه دارد. تمامی ترانسفورماتورها برای نمایش دمای سیمپیچ و روغن، به کنتاکتهای آلارم (هشدار) و تریپ (قطعکننده) مجهز میباشند.
به محض اینکه درجه حرارت سیمپیچها یا روغن ترانسفورماتور از مقادیر معینی بیشتر شود، کنتاکتها بسته شده و موجب کامل شدن مدار هشدار میشوند. چنانچه درجه حرارت به مقدار معین «نقطه داغ» برسد، ترانسفورماتور از مدار خارج میشود.
خطاهای خارجی، ترانسفورماتورها را در معرض تنشهای الکترومغناطیسی و گرم شدن بیش از حد قرار میدهند؛ بنابراین ضروری است مدتزمان عبور چنین جریانهایی نیز محدود شود.
خطاهای ترمینال و محدوده حفاظتی
خطاهای ترمینال در طرف تغذیهکننده، تأثیر منفی روی ترانسفورماتورها ندارند و فقط خطاهایی که در طرف بار اتفاق میافتند تأثیر منفی بر ترانسفورماتور دارند. چنین خطاهایی نمیتوانند موجب عملکرد رلههای فشار گاز و روغن (رله بوخهلتز) شوند، بلکه در ناحیه حفاظتی «خطای زمین» یا «دیفرانسیل» قرار میگیرند.
ماهیت خطاهای داخلی و شدت آنها
عمده خطاهای داخلی را خطاهای زمین و خطاهای بین دورهای سیمپیچهای ترانسفورماتور تشکیل میدهند. شدت خطا به محل وقوع آن، طرح ترانسفورماتور و روش زمین کردن سیستم وابسته است. البته شایان توجه میباشد که خطاهای فاز در درون ترانسفورماتورها به ندرت اتفاق میافتند.
خطاهای اولیه و پیامد آنها
خطاهای اولیه، خطاهای داخلی هستند که خطر آنها بلافاصله متوجه ترانسفورماتور نمیگردد، اما چنانچه آشکار نشوند، ممکن است به خطاهای عمده تبدیل گردند. از خطاهای اصلی در این گروه میتوان به خطاهای هسته (ناشی از خرابی عایقی بین ورقههای هسته) و خرابی روغن (ناشی از کم شدن یا گرفتگی در گردش روغن) اشاره نمود. وقوع این خطاها در هر مورد موجب افزایش درجه حرارت خواهد شد.
سیستمهای حفاظتی ترانسفورماتور قدرت
سیستمهای حفاظتی که برای ترانسفورماتور قدرت مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از:
۱. رلههای فشار گاز و روغن (بوخهلتز)
۲. خطای زمین و جریان زیاد (نامحدود)
۳. خطای زمین محدود
۴. نشتی بدنه
۵. دیفرانسیل
1. رله فشار روغن و گاز (بوخهلتز)
بوخهلتز شامل محفظهای دارای دو المان است؛ المان بالایی شامل یک شناور و یک کلید جیوهای است و المان پایینی شامل یک صفحه تیغهای و یک کلید جیوهای میباشد. رلههای بوخهلتز ساخته شده توسط شرکت برق انگلیسی MS، شامل یک محفظه ریختهگری و دو میله آلومینیومی است که در آن، هر میله توسط یک وزنه برنجی و صفحه سیکل متعادل میشود.
هر دستگاه دارای یک کلید جیوهای و قطبهایی است که ماژول گرفته شده از بلوک ترمینال را در مسیر مناسب هدایت میکند. شکل زیر شماتیک رله بوخهلتز را نشان میدهد. استفاده از چنین وسیلهای تنها در ترانسفورماتورهای دارای منبع انبساط امکانپذیر است.
رله بوخهلتز در داخل لوله اتصال بین تانک اصلی و منبع انبساط قرار میگیرد.


نحوه عملکرد رله بوخهلتز
شرایط خطاهای اولیه نظیر خطاهای عایقی بین دورهای سیمپیچ، شکست عایق هسته، گرم شدن هسته، خرابیهای ضربه ناگهانی و پایین افتادن سطح روغن، باعث ایجاد گاز میشود.
گاز متصاعد شده بالا رفته و در بخش فوقانی محفظه انباشته میشود و به دنبال آن، سطح روغن پایین میافتد و موجب انحراف کلید جیوهای میگردد. این امر باعث بسته شدن کنتاکتها شده و مدار هشدار تحریک میشود.
در بخش بالایی و اتاقک، یک کلید قطعکننده وجود دارد تا پس از عملکرد، به گاز اجازه خروج داده و موجب کاهش فشار داخل اتاقک و بالا آمدن سطح روغن گردد.
خطاهای شدیدتر نظیر اتصال کوتاههای بین فازها و یا به زمین و خطاهایی در تجهیزات تپچنجر، با ایجاد ضربه به روغن همراه است که این ضربه به تیغه منحرفکننده منتقل شده و در نهایت باعث بسته شدن کلید جیوهای المان پایین میگردد.
معمولاً این پدیده با تحریک مدار تریپ بریکر همراه است. همچنین در بخش پایین اتاقک، یک ماشه تست قرار دارد تا اجازه پمپ شدن هوا را به داخل اتاقک در شرایط تست بدهد.
حفاظت رله بوخهلتز همواره در ارتباط با اشکال دیگر تجهیزات حفاظتی مورد استفاده قرار میگیرد؛ زیرا این رله تنها برای خطاهای داخلی ترانسفورماتور عمل میکند و در مقابل خطاهای خارجی یا کابل اتصالدهنده، واکنشی نشان نمیدهد.
2. حفاظت جریان زیاد و خطای اتصال زمین نامحدود
در مقابل اتصال کوتاههای خارجی و اضافهبارهای بیش از حد، از حفاظت اتصال زمین و جریان زیاد ساده استفاده میشود. رلههای جریان زیاد و اتصال زمین ممکن است از نوع زمان معکوس، حداقل زمان مشخص و یا زمان معین باشند. شکل زیر منحنی مشخصه متعارف رلههای IDMT را نشان میدهد.

رلههای جریان زیاد برای تشخیص تفاوت میان شرایط اتصال کوتاههای خارجی، اضافهبارها و یا خطاهای داخلی ترانسفورماتورها با شکست مواجه میشوند. عملکرد رله ابتدا توسط تنظیمات جریان، زمان و منحنی مشخصه رله کنترل میشود.
بهمنظور استفاده از ظرفیت اضافهبار ترانسفورماتور و هماهنگی با سایر رلههای مشابه در سیستم، باید رله را در حدود ۱۲۵ تا ۱۵۰ درصد جریان بار کامل ترانسفورماتور (اما کمتر از حداقل جریان اتصال کوتاه) تنظیم کرد.
نحوه عملکرد رلههای جریان زیاد
رلههای جریان زیاد ساده بهندرت حفاظت اولیه و مطمئن را برای ترانسفورماتورهای قدرت فراهم میآورند، بلکه تنها به عنوان حفاظت پشتیبان برای خطاهای داخلی و خارجی ترانسفورماتورها عمل میکنند.
معمولاً در عمل، در طرف تغذیه ترانسفورماتور از حفاظت جریان زیاد و اتصال زمین برای سایر سیمپیچها (سیمپیچهایی که به منبع توانی متصل نیستند) استفاده میشود، اما این رلهها به عنوان حفاظت اولیه پشتیبانِ مدارهای بار عمل میکنند.
در مورد اخیر، هیچ قطعکنندهای از طرف بریکر توسط رلههای جریان زیاد در طرف ثانویه در نظر گرفته نمیشود. دیاگرام شماتیک حفاظت جریان زیاد و اتصال زمین در شکل زیر قابل مشاهده است.

رله جریان زیاد در شکل فوق، دارای سه المان است؛ بهطوریکه برای هر فاز یک المان در نظر گرفته میشود و رله اتصال زمین نیز دارای یک المان است. محدوده زمانی تنظیمات جریان موجود در رلههای جریان زیاد (MT)، ۵۰ تا ۲۰۰ درصد است.
محدوده تنظیمات جریان در المان اتصال زمین ۲۰ تا ۸۰ درصد میباشد؛ همچنین انواع دیگری با محدوده ۱۰ تا ۴۰ درصد نیز موجود است که در مواردی که جریان خطاهای زمین در نتیجه وجود امپدانس در سیستم زمین محدود میگردد، این نوع انتخاب انجام میشود.
در حالی که نقطه صفر سیمپیچهای ترانسفورماتور به زمین متصل است، حفاظت نامحدود اتصال زمین با اتصال یک رله خطای زمین معمولی در مسیر ترانسفورماتور زمین (مطابق آنچه در شکل زیر مشاهده میکنید) انجام میگیرد.

3. طرح حفاظت اتصال زمین متعادل (محدود)
شکل زیر، اتصالات حفاظت اتصال زمین متعادل را در یک طرف سیمپیچی (اولیه، ثانویه یا ثالثیه) از یک ترانسفورماتور نشان میدهد. آرایش هر یک از سیمپیچهای ترانسفورماتور در این طرح یکسان میباشد.

برای اتصال ستاره، سه ترانسفورماتور جریان خط در برابر یک ترانسفورماتور جریان متصل به نقطه خنثی متعادل میشوند. این چهار ترانسفورماتور باید دارای نسبت تبدیل و مشخصه مغناطیسی یکسانی باشند.
در حالتی که اتصال سیمپیچها به صورت مثلث باشد، ترانسفورماتورهای جریان خط با هم موازی میشوند و در طرفین مسیر اتصال زمین قرار میگیرند.
گاهی اوقات برای حفاظت جریان زیاد، همانند حفاظت اتصال زمین محدود، از همان ترانسفورماتورهای جریان استفاده میشود.
در صورتی که خطای خارجی در طرف ستاره اتفاق بیفتد، موجب جاری شدن جریان در ترانسفورماتور جریان خط فاز مربوطه و همچنین جریان متعادلکنندهای در ترانسفورماتور جریان زمین میشود؛ لذا جریان نهایی در رله برابر صفر خواهد بود. در هنگام وقوع خطاهای داخلی، تنها ترانسفورماتور جریان زمین عبور جریان را حس نموده و عملکرد رله را به همراه دارد.
این فرم از حفاظت در مقابل اتصال زمینهای داخلی بسیار حساس میباشد. در این طرح، امکان عملکرد آنی حفاظت در هر سیمپیچ بهطور مجزا وجود دارد و نیازی به تطبیق ترانسفورماتورهای جریان در مجموعههای متفاوت سیمپیچها نیست. حفاظت مذکور مستقل از اندازه و زمان جاری شدن جریان مغناطیسیکننده (Inrush) است که در اولیه ترانسفورماتور قدرت هنگام سوئیچینگ ایجاد میشود.

4. حفاظت بدنه در مقابل نشتی
این نوع از حفاظت، ساده، آسان و ارزان است. معمولاً طرح حفاظتی بدنه ترانسفورماتور قدرت در مقابل نشتی، به عنوان «حفاظت تانک» نیز مرسوم است. آرایش کلی این طرح حفاظتی در شکل زیر قابل مشاهده است.
در این طرح، ترانسفورماتور قدرت از زمین ایزوله شده و تانک ترانسفورماتور از طریق یک ترانسفورماتور جریان به زمین متصل میگردد. نحوه اتصال ترانسفورماتور جریان به رله اتصال زمین آنی نیز در شکل زیر قابل مشاهده است.

جریان اتصال زمین ناشی از شکست عایقی در هر سیمپیچ ترانسفورماتور، از طریق تانک و یک نقطه اتصال زمین واحد برقرار میشود. بدین ترتیب، ترانسفورماتور جریان تحریک شده و در نهایت موجب عملکرد رله میگردد.
این طرح حفاظتی نسبت به خطاهای زمین در ناحیه ترانسفورماتور بسیار حساس بوده و عملکرد آن مستقل از تغییرات نسبت تبدیل (ناشی از تغییر تپ ترانسفورماتور) میباشد؛ بنابراین امکان تنظیم رله در جریانهای خطای بسیار کم وجود دارد.
بهمنظور دستیابی به نتایج مناسب، ضروری است که عبور جریان خطا تنها به مسیر اتصال زمین ترانسفورماتور معیوب محدود گردد. باید پیشگیریهای لازم انجام شود تا بخشی از جریان خطا از مدار بدنه ترانسفورماتورهای مجاور عبور نکند و موجب تریپ (قطع) ترانسفورماتورهای سالم نگردد. شایان ذکر است چنانچه سیستم خنککننده ترانسفورماتور (روغن یا آب) دارای اتصالات لولهکشی فلزی باشد که باعث ایجاد مسیرهای زمین متعدد شود، استفاده از این سیستم حفاظتی امکانپذیر نخواهد بود.
5. رله دیفرانسیل
حفاظت دیفرانسیل معمولاً برای ترانسفورماتورهایی با قدرت بیش از ۵ تا ۱۵ مگاولتآمپر (MVA) مورد استفاده قرار میگیرد. مزیتهای حفاظت دیفرانسیل در مقایسه با سایر طرحهای حفاظتی به شرح زیر است:
رله بوخهلتز تنها قادر به آشکارسازی خطاهایی است که با جابهجایی یا تولید گاز در روغن همراه باشند. همچنین، این رله نمیتواند قوسهای الکتریکی بوشینگ ترانسفورماتور را تشخیص دهد، مگر آنکه این قوسها با زمین ارتباط برقرار کنند.
در مقابل، طرح حفاظت دیفرانسیل ضمن آشکارسازی چنین خطاهایی، میتواند خطاهای رخداده در هادیهای رابطِ بین ترانسفورماتورهای جریان (CT) و ترانسفورماتور قدرت را نیز شناسایی کند. علاوه بر این، در صورت وقوع خطاهای داخلی بسیار شدید، رله دیفرانسیل با سرعت بیشتری نسبت به رله بوخهلتز عمل کرده و از گسترش خسارت به ترانسفورماتور قدرت جلوگیری میکند.
حفاظت دیفرانسیل نسبت به خطاهای فاز به فاز در «ناحیه حفاظتی» واکنش نشان میدهد. منظور از ناحیه حفاظتی، تمامی تجهیزات و اتصالاتی است که در حدفاصل بین ترانسفورماتورهای جریان در طرفین ترانسفورماتور قدرت واقع شدهاند.
اصول عملکرد رله دیفرانسیل
در برخی موارد، میتوان از حفاظت دیفرانسیل برای تشخیص خطاهای بین حلقههای سیمپیچ نیز استفاده کرد. رله دیفرانسیل ترانسفورماتور بر اساس اصل «جریان گردشی» عمل میکند. به این صورت که جریانهای سیمپیچهای مختلف را از طریق ترانسفورماتورهای جریان با هم مقایسه مینماید.
نسبت تبدیل و نحوه اتصال CTها در طرفین به گونهای انتخاب میشود که جریانهای ثانویه آنها از نظر دامنه و زاویه فاز، در شرایط بهرهبرداری عادی و یا هنگام وقوع خطاهای خارج از ناحیه، با هم مساوی باشند.

پلاریته ترانسفورماتورهای جریان به گونهای تنظیم میشود که رله، «جمع برداری» جریانهای ثانویه را دریافت کند. این جمع برداری در شرایط عادی و هنگام وقوع خطاهای خارجی (خارج از ناحیه حفاظتی) باید برابر با صفر باشد تا رله فرمانی صادر نکند.
رله دیفرانسیل مثل یک حسابدار سختگیر است؛ تا وقتی ورودی و خروجی با هم بخواند، آرام میماند، اما به محض اینکه ذرهای جریان در این میان غیب شود (خطای داخلی)، بلافاصله تریپ میدهد.
چنانچه خطای اتصال به زمین و یا خطای بینفازها در «ناحیه حفاظتی» ترانسفورماتور اتفاق بیفتد، تعادل بین ترانسفورماتورهای جریان (CT) بههم خورده و باعث عبور جریان از رله میگردد؛ این امر در نهایت منجر به صدور فرمان قطع (تریپ) به بریکر خواهد شد.
سادهترین طرح حفاظت دیفرانسیل دارای محدودیتهای کاری است؛ زیرا در عمل عواملی وجود دارند که حتی در شرایط عادی یا خطاهای خارج از ناحیه، باعث ایجاد اختلال در تعادل بین CTها میشوند. این عوامل عبارتند از:
۱- تفاوت در مشخصههای ترانسفورماتورهای جریان (CT)
اغلب ترانسفورماتورهای جریان در طرحهای حفاظتی از شرکتها یا منابع متفاوتی تهیه میشوند. به علاوه، نسبت تبدیل این CTها باید با نسبت ولتاژ ترانسفورماتور قدرت هماهنگ باشد؛ لذا مشخصههای مغناطیسی این CTها بهندرت در تمامی نقاط بر هم منطبق است. حتی اگر جریانهای ثانویه در بارِ عادی برابر باشند، به دلیل تفاوت در منحنی مغناطیسی، ممکن است در شرایط خطا تفاوت قابل ملاحظهای پیدا کنند.
مگر اینکه تمامی CTها به گونهای طراحی شوند که حتی در بیشترین مقدار جریان خطا نیز دچار اشباع نشوند؛ در غیر این صورت، غیرهمسان بودن مشخصهها میتواند منجر به عملکرد ناخواسته رله دیفرانسیل در خطاهای خارج از ناحیه گردد.
۲- طول نامساوی هادیهای ثانویه
تفاوت در طول سیمهای رابطِ ثانویه CTها تا رله، موجب ایجاد امپدانس و توان مصرفی (ولت آمپر) متفاوتی در دو مجموعه میشود. این عدم تقارن در بار ثانویه، باعث بروز خطای جریان بین مجموعههای ترانسفورماتور جریان میگردد.
۳- تغییر نسبت تبدیل ناشی از تپچنجر
تمامی ترانسفورماتورهای قدرت جدید که به تپچنجر زیر بار (OLTC) مجهز هستند، نسبت تبدیل متغیری دارند. از آنجایی که نسبت تبدیل CTها ثابت است، با تغییر تپ ترانسفورماتور، تعادل جریانی بین ثانویه CTهای طرفین بههم میخورد. این اختلاف جریان باعث برقراری جریان در رله شده و میتواند موجب عملکرد کاذب شود.
در ترانسفورماتورهای دارای تپچنجر غیرزیربار (Off load) که برای تغییر تپ باید ایزوله شوند، مدیریت این موضوع سادهتر است، اما همچنان باید پلههای حفاظتی برای آن در نظر گرفت.
در مواردی که از تپچنجر استفاده میشود، میتوان روی ترانسفورماتورهای جریانِ حفاظتی، پلههایی (Tap) ایجاد کرد که دقیقاً با پلههای تپچنجر ترانسفورماتور قدرت مطابقت داشته باشند تا تعادل جریانی حفظ شود.
4. جریان هجومی مغناطیسکنندگی (Inrush Current)
هنگامی که یک ترانسفورماتور برقدار میشود، جریان شدیدی در سیمپیچ اولیه برقرار میگردد که روند کاهش آن نسبتاً کند است. از سوی دیگر، چون این جریان صرفاً برای مغناطیس کردن هسته است، جریان متناظری در طرف ثانویه ترانسفورماتور وجود ندارد.
مقدار لحظهای این جریان ممکن است به چندین برابر جریان بار کامل ترانسفورماتور برسد و موجب عملکرد کاذب رله دیفرانسیل شود.
بهمنظور پایدار نمودن رله دیفرانسیل در برابر مشکلاتی نظیر اشباع CT، تغییر تپ و جریانهای هجومی، معمولاً از «رلههای دیفرانسیل درصدی» استفاده میشود.

جریان مورد نیاز برای عملکرد رله بهصورت درصدی از جریان عبوری در کویلهای نگهدارنده بیان میشود. به عبارت دیگر، هرچه جریان عبوری (بار) بیشتر شود، جریان تفاضلی بیشتری برای تریپ دادن رله لازم است.
این ویژگی باعث میشود که رله در جریانهای کم، حساسیت بالایی داشته باشد، اما در جریانهای زیاد و خطاهای خارجی (که باعث عدم تعادل جزئی به دلیل اشباع CT یا تغییر تپ میشود)، پایداری خود را حفظ کرده و تریپ ناخواسته ندهد.

روشهای مقابله با جریان هجومی (Inrush)
در خصوص چالش جریان مغناطیسکنندگی، اولین راهکار قدیمی ایجاد تأخیر زمانی بود تا جریان هجومی در هر فاز به اندازه کافی کاهش یابد. اما از آنجا که عملکرد سریع رله برای محدود کردن دامنه خسارات و حفظ پایداری شبکه حیاتی است. روشهای مدرنتری برای «نگهداری» یا «بلاک کردن» رله در هنگام حضور جریان هجومی ابداع شده است.
این روشها که بر پایه ویژگیهای خاص جریان مغناطیسکننده عمل میکنند، عبارتند از:
الف) حذف هارمونیکهای زوج: بهرهگیری از این واقعیت که جریان هجومی برخلاف جریان خطا، دارای هارمونیکهای زوج (بهویژه هارمونیک دوم) است.
ب) مهار هارمونیک: استفاده از جریانهای هارمونیکی برای ایجاد نیروی بازدارنده در رله.
ج) بلوکه کردن هارمونیک: جلوگیری از عملکرد رله در صورتی که درصد هارمونیکهای موجود در جریان از حد مجاز فراتر رود.
د) بلوکه کردن رزونانس: استفاده از ویژگیهای رزونانسی مدار برای تشخیص حالت هجومی.
هـ) بایاس DC: بهرهگیری از مولفه مستقیم (DC) که در لحظات اولیه جریان هجومی بسیار قدرتمند است.




Discussion · 2 comments
هیچجواب هیچ اشاره ای نیست چرا هر دو سیم ترانس ۱۲ ولت ۱۰ آمپر هم مثبت و هم منفی هست و مثبت منفی ندارد چرا قبل اینجور نبوده اما تازه خراب شده
با سلام و احترام
دقیقا متوجه سوالتون نشدم
اما با توجه به برداشت بنده زمانی که ثانویه ترانس به بار متصل است از هر دو سیم یک جریان کشیده میشه
حال در خصوص مثبت و منفی متوجه نشدم چون ثانویه ترانس به طور مستقیم مثبت منفی نمیده بزرگوار